عویر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عویر. [ ع ُ وَ ] (ع اِ) خصلت نکوهیده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). و به دو خصلت مکروه، کُسَیر و عویر گویند. (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). ◄ زاغ . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). غراب، و آن را بجهت تیزبینی وی، از روی تشاؤم چنین نامیده اند. (از اقرب الموارد). ◄ (اِخ ) نام مردی است . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
عویر. [ ع ُ وَ ] (اِخ ) نام جایگاهی است در شعر خالدبن زهیر هذلی . و آن را با غین معجمه نیز خوانده اند. رجوع به معجم البلدان شود.
عویر. [ ع َ ] (اِخ ) از قرای شام است، و گویندآبیست بین حلب و تدمر. رجوع به معجم البلدان شود.