فرهنگ لغت

عودت

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عودت . [ ع َ دَ ] (ع مص ) عودة. بازگشتن . مراجعت کردن . رجعت کردن . ◄ (اِمص ) بازگشت . برگشت : گفت گرگان محل عودت است و اینجا بودن روی ندارد، به استرآباد باید آمد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ٥٦). و رجوع به عودة شود. - عودت دادن ؛ رد کردن . بازگردانیدن . مسترد داشتن . مراجعت دادن .

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی عودت | فرهنگ لغت