عواقد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عواقد. [ ع َ ق ِ ] (ع ص، اِ) ج ِ عاقِدة.(از اقرب الموارد). رجوع به عاقدة شود. گره زنندگان .(فرهنگ فارسی معین ). ◄ عهدکنندگان . (فرهنگ فارسی معین ) : ازبرای تشیید قواعد دین وملت و تشدید عواقد فرض و سنت، انبیا و رسل را به خلایق فرستاد. (جوامعالحکایات، از فرهنگ فارسی معین ).