عنقا شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عنقا شدن . [ ع َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) غائب و ناپدید شدن . (آنندراج ) : شاهباز طبع ملا بال هر جا باز کرد فکر صائب را علاجی نیست جز عنقا شدن . صائب (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عنقا شدن . [ ع َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) غائب و ناپدید شدن . (آنندراج ) : شاهباز طبع ملا بال هر جا باز کرد فکر صائب را علاجی نیست جز عنقا شدن . صائب (از آنندراج ).