عنفی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عنفی . [ ع ُ ] (ص نسبی ) منسوب به عنف . سخت و درشت و ستمی و ظلمی و اجباری . و بصورت مؤنث (عنفیة) نیز آید. - تکالیف عنفی (عنفیه ) ؛ امور اجباری و دشوار که به ظلم و ستم و جبر بر کسی وارد گردد. (از ناظم الاطباء).