عنفة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عنفة. [ ع َ ن َ ف َ ] (ع اِ) آنکه او را آب زند، پس بگرداند آسیا را. (منتهی الارب ) (آنندراج ). هر آنچه آب بر آن خورد و بگرداند آسیا را. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ آنچه مابین دو خطکشت است . (منتهی الارب ) (آنندراج ). آنچه مابین دو خطکشت واقع باشد. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
عنفة. [ ] (ع اِ) اسم عربی مرزنجوش است . (مخزن الادویة). رجوع به مرزنجوش شود.
عنفة. [ ع ُ ف َ / ع ُ ن ُ ف َ ] (ع اِ) ائتناف و ابتدا. (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). گویند: کان ذلک منا عنفة.