عنصلی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عنصلی . [ع ُ ص ُ ] (ص نسبی ) منسوب به عنصل . رجوع به عنصل شود:سرکه ٔ عنصلی، سکنگبین عنصلی . رجوع به عنصلانی شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عنصلی . [ع ُ ص ُ ] (ص نسبی ) منسوب به عنصل . رجوع به عنصل شود:سرکه ٔ عنصلی، سکنگبین عنصلی . رجوع به عنصلانی شود.