عنش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عنش . [ ع َ ] (ع مص ) خم دادن چیزی را و از جای برکندن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). خم کردن . (از اقرب الموارد). عَنْس . رجوع به عنس شود. ◄ بی آرام ساختن و جدا گردانیدن . ◄ راندن و دور نمودن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ به خشم آوردن . ◄ کشیدن زمام شتر بسوی خود. عنج . (از اقرب الموارد). رجوع به عنج شود.