عندلة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عندلة. [ع َ دَ ل َ ] (ع مص ) درشت گردیدن پی شتر. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). درشت گردیدن پی ستور. (آنندراج ). سخت گشتن عصب شتر. (از اقرب الموارد). ◄ بانگ کردن بلبل . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (دهار) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ (ص ) مؤنث عندل، یعنی بلندبالا و زن سریع. (از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به عندل شود. ◄ زن بزرگ پستان . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).