عنان گرد کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عنان گرد کردن . [ ع ِ گ ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) مهیا و آماده شدن . مهیای تاخت و حمله گشتن : وگر جنگ را گرد کرده عنان یکایک بخوناب داده سنان . فردوسی . همه جنگ را گرد کردن عنان ز بالا به دشمن نمودن سنان . فردوسی . چو برگشت شب گرد کرده عنان سپیده برآورد رخشان سنان . فردوسی . کشیده همه گرز و تیغ و سنان همه جنگ را گرد کرده عنان . فردوسی .