عنان فرو گرفتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. فُ. گِ رِ تَ) [ ع - فا. ] (مص ل.)<BR>۱- کُند کردن حرکت.۲ - درنگ کردن، تأمل کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. فُ. گِ رِ تَ) [ ع - فا. ] (مص ل.) ۱- کُند کردن حرکت.۲ - درنگ کردن، تأمل کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عنان فروگرفتن . [ ع ِ ف ُ گ ِ رِ ت َ ] (مص مرکب ) آهسته به راه رفتن . (ناظم الاطباء). بمعنی عنان بازکشیدن است یعنی آهسته رفتن . (از آنندراج ). ◄ در کارها تأمل کردن و به تأنی کار کردن . (ناظم الاطباء). بمعنی عنان بازکشیدن است یعنی کار را به تأمل کردن . (از آنندراج ). ◄ در مقام توقف برآمدن . قصد ایستادن کردن .