عنان بازگرفتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عنان بازگرفتن . [ ع ِ گ ِ رِ ت َ ] (مص مرکب ) جلوگیر آمدن . درصددمتوقف ساختن برآمدن . از حرکت بازایستادن . متوقف ساختن . به توقف داشتن . واداشتن به ایستادن : اجل ناگهت بگسلاند رکیب عنان باز نتوان گرفت از نشیب . سعدی . ◄ رام و مطیع ساختن : چون دل از دست بدر شد مثل کره ٔ توسن نتوان بازگرفتن به همه شهر عنانش . سعدی (کلیات چ فروغی ص ١٨١).