عمرو و زید
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عمرو و زید.[ ع َ رُ زَ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب ) (از مبهمات است ) بجای فلان و بهمان بکار رود. این و آن : تا همچو زید و عمرو مرا کور بود دل عیبم نکرد هیچ کسی هر کجا شدم . ناصرخسرو (دیوان چ مینوی ص ١٣٨). نه هیچ عمرو توانست بود از حکما نه هیچ زید توانست بود از احرار. ناصرخسرو. اگر عز جاهست اگر ذل قید من از حق شناسم نه ازعمرو و زید. سعدی . ز عمرو ای پسر چشم اجرت مدار چو در خانه ٔ زید باشی به کار درین نوعی از شرک پوشیده هست که زیدم بیازرد و عمروم بخست . سعدی . گرت دیده بخشد خداوند امر نبینی دگر صورت زید و عمرو. سعدی .