عمران سلمی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عمران سلمی . [ ع ِ ن ِ س َ ل َ ] (اِخ ) ابن شاهین سلمی . حاکم امارت شاهینی در بطیحة. اصل او ازجامدة (از اعمال واسط) بود و به بنی سلیم منتسب میشد. وی ابتدا در جنگلها و نیزارها متواری بود و پس از اندکی گروهی از شکارگران و راهزنان را در گرد خویش جمع کرد و برای خود قدرتی فراهم آورد که حکومت واسط از سرکوب وی عاجز بود. در این هنگام ابن شاهین بر «جامدة» مستولی گشت و پس از اندکی دامنه ٔ حکومتش تا نواحی بطائح گسترش یافت . در سال ٣٣٨ هَ .ق . معزالدوله ٔ دیلمی سپاهی از بغداد برای سرکوب وی فرستاد، ولی این سپاه شکست خورد و پس از برخوردهای دیگر که بین سپاه معزالدوله و عمران روی داد، قرارداد صلحی بین آنان منعقد گشت مبنی بر اینکه امارت بطیحة ازآن ِ عمران باشد. بدینسان عمران مدت چهل سال با کمال قدرت حکومت کرد و در سال ٣٦٩ هَ .ق . به مرگ طبیعی درگذشت و پس ازاو فرزندانش حکومت را به ارث بردند. (از الاعلام زرکلی و حبیب السیر چ خیام ج ٢ ص ٥٤٣). رجوع به تاریخ ابن خلدون ج ٣ ص ٤٢٣ و تاریخ ابن اثیر ج ٨ ص ١٥٩ شود.
عمران سلمی . [ ع ِ ن ِ س َ ل َ ] (اِخ ) اب-ن حارث سلمی، مکنی به ابوالحکم . محدث است . رجوع به ابوالحکم (عمران بن ...) شود.