عمر کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانسال داشتن، زیستن، زندگی کردنواژه قبلی: عمر ورانیواژه بعدی: عمر کلبی