عمر سلمی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عمر سلمی . [ ع ُ م َ رِ س ُ ل َ ] (اِخ ) ابن عبداﷲبن محمد سلمی . وی شاعر و از قضات اندلس و عهده دار قضای شهرفاس بود، سپس قاضی تلمسان و بعد اشبیلیه و غیره گشت و بسال ٦٠٣ هَ .ق . در اشبیلیه درگذشت . او را اشعاری نیکو است . (از اعلام زرکلی از جذوةالاقتباس ص ٢٨٦).
عمر سلمی . [ ع ُ م َ رِ س ُ ل َ ] (اِخ ) ابن عبدالواحد. رجوع به ابوحفص (عمربن ...) شود.