عمدی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(عَ) [ ع - فا. ] (ص نسب.) منسوب به عمد، از روی قصد و نیت نسبت به عمل و رفتار خود. مق سهوی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(عَ) [ ع - فا. ] (ص نسب.) منسوب به عمد، از روی قصد و نیت نسبت به عمل و رفتار خود. مق سهوی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عمدی . [ ع َ ] (ص نسبی ) منسوب به عمد. باتعمد. تعمداً. از روی قصد. رجوع به عَمد شود.
واژگان فارسی سره واژهدان
دیده و دانسته، خود خواسته، آگاهانه، ازروی آگاهی