فرهنگ لغت

عمدا

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

عامدا، مخصوصا به‌منظور، جهت، برای، به‌خاطر، بابت

واژگان فارسی سره واژه‌دان

دانسته، خودکرده، خودکامگی، آگاهانه

دانسته، خودکرده، خودکامگی، آگاهانه، از دستی

معنی عمدا | فرهنگ لغت