فرهنگ لغت

عمایتان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عمایتان . [ ع َ ی َ ] (اِخ ) مثنای «عمایة» و آن نام دو کوه باشد: ١- عمایه ءالعلیا که حریش و قشیر و عجلان در آن مشترکند. ٢- عمایةالقصیا که طرف مشرق آن متعلق به نُهم، و جنوب ازآن ِ باهلة، و غرب آن از عجلان است . و گویند که عمایتان کوههائی است به رنگ سرخ وسیاه، و چون غالباً باعث گمراهی مسافران و رهروان میشود بدین نام خوانده شده است . (از معجم البلدان ).

معنی عمایتان | فرهنگ لغت