عمادالدین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عمادالدین . [ ع ِ دُدْ دی ](اِخ ) علی کرمانی، ملقب به عمادالدین و متخلص به عماد و مشهور به عماد فقیه و خواجه عماد فقیه . از عرفای قرن هشتم هَ . ق . رجوع به عمادالدین کرمانی شود.
عمادالدین . [ ع ِ دُدْ دی ] (اِخ ) علی بن یعقوب بن شجاع بن علی بن ابراهیم بن محمدبن ابی زهران موصلی شافعی، ملقب به عمادالدین و مکنی به ابوالحسن و مشهور به ابی زهران . قاری قرن هفتم هَ . ق . رجوع به علی موصلی (ابن یعقوب بن ...) شود.
عمادالدین . [ ع ِ دُدْ دی ] (اِخ ) (خواجه ...) محمود کاوان، ملقب به عمادالدین و مشهور به خواجه جهان . وی در گلبرکه بود و سلطان حسین میرزا بایقرا، سید کاظمی را به رسالت نزد اوفرستاد. رجوع به حبیب السیر چ خیام ج ٤ ص ٣٣٤ شود.