علیکم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
علیکم . [ ع َ ل َ ک ُ ] (ع حرف جر + ضمیر) (از: «علی » حرف جر + «کم » ضمیر متصل عربی در حال نصب و جر برای جمع مذکر مخاطب ) بر شما. - علیکم السلام ؛ بر شما درود باد! در جواب سلام، برای جمع آید. ◄ (اِ فعل ) بگیرید. ملازم باشید. رجوع به عَلی ̍ شود. - علیکم بالاحمرین ؛ برای شما دو سرخ لازم باشد. حدیث است و منظور این است که نان و گوشت در غذا، اصل وعمده است . (از امثال و حکم دهخدا). - علیکم بالحفظ، لا بجمع الکتب . (علی (ع ) از امثال و حکم دهخدا) ؛ بر شماست که مطالب را حفظ کنید و به خاطر سپارید، نه آنکه به جمعآوری کتب بپردازید. - علیکم بالسواد الاعظم (حدیث ) ؛ پیوسته ساکن شهرهای بزرگ و پرجمعیت باشید. ان الجفا و القسوة فی الفدادین، علیکم بالسواد الاعظم . (امثال و حکم دهخدا)؛ همانا جفاو قساوت در شتربانان و چوپانان و خربندگان است، بر شما است سکونت در شهرهای پرجمعیت . تمثل : ده مرو ده مرد را احمق کند عقل را بی نور و بی رونق کند قول پیغمبر شنو ای مجتبی گور عقل آمد وطن در روستا. مولوی . و گاهی شعرا «السواد الاعظم » را به معنای لغوی کلمه گرفته اند، یعنی سیاهی بزرگ . و چون شهر از دور به سیاهی زند، مجازاً از آن به سواد تعبیرکرده اند و از سواد اعظم بدین تعبیر شهر بزرگ اراده کرده اند. و بیت ذیل موهم هر سه معنی مجازی و اصلی است : من نه خود می روم اندر پی آن زلف بخم مصطفی گفت : علیکم بسواد الاعظم . - علیکم بالمدن ولو جارت، و علیکم بالطرق ولو دارت، و علیکم بالسواد الاعظم . (علی (ع ) ازاحادیث مثنوی ص ٧٥ از سفینةالبحار ج ١ ص ١٤٦)؛ در شهرها سکونت گزینید، اگرچه جور و ستم در آن باشد، و از راههای هموار بروید، اگرچه دور و گردش داشته باشد، و شهرهای پرجمعیت را برای سکونت برگزینید. - علیکم بحفظ السرائر فان اﷲ تعالی مطلع علی الضمائر. (حسن بن علی (ع ) از امثال و حکم دهخدا) ؛ بر شما است حفظ و نگهداری اسرار، چه خداوند متعال بر مکنونات دلها آگاه است . - علیکم بدین العجائز (حدیث ) ؛ بر شماست دیانت پیرزنان . توضیح آنکه عجوزی را پرسیدند خدای تعالی را به چه دانستی ؟ گفت : به چرخ خود که تا دست بر آن دارم گردد، و چون بازدارم بایستد. (از امثال و حکم دهخدا).