فرهنگ لغت

علی مزنی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

علی مزنی . [ ع َ ی ِ م ُ زَ ] (اِخ ) ابن فضل مزنی نحوی . مکنی به ابوالحسن . وی در عهد خویش از دانشمندان بزرگ بود که مردم از اطراف برای کسب دانش به سوی او روی می آوردند. او را تصنیفات مفیدی در نحو و صرف است و نیز کتابی در علم «بسم اﷲ الرحمان الرحیم » دارد که آن را «بَسملة» نامیده است . (از معجم الادباء چ قاهره ج ١٤ ص ٩٨ و چ مارگلیوث ج ٥ ص ٢٩٤).

معنی علی مزنی | فرهنگ لغت