علی فالی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
علی فالی . [ ع َ ی ِ ] (اِخ ) ابن احمدبن سلک فالی . مکنی به ابوالحسن و مشهور به مؤدب . وی از اهالی «قالة» بود که شهری در نزدیکی «ایدج » است آنگاه به بصره منتقل شد و نزد عمربن عبدالواحد هاشمی درس خواند سپس به بغداد رفت و در ذیقعده ٔ سال ٤٤٨ هَ . ق . درگذشت و در مقبره ٔ جامع منصور دفن گردید. او را اشعاری است . (از معجم الادباء چ مارگلیوث ج ٥ ص ٨٢).
علی فالی . [ ع َ ی ِ ] (اِخ ) ابن احمدبن علی بن سلیمان فالی . مکنی به ابوالحسین . محدث و مؤدب بود ودر ذی حجه ٔ سال ٤٤٨ هَ . ق . درگذشت . او راست : کتاب الاستقامة. (از معجم المؤلفین از کشف الظنون ص ١٣٨٩ و ایضاح المکنون ج ٢ ص ٢٦٦ و هدیة العارفین ج ١ ص ٦٨٨).