علی طرابلسی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
علی طرابلسی . [ع َ ی ِ طَ ب ُ ل ُ ] (اِخ ) ابن محمدبن منتصر طرابلسی . مکنی به ابوالحسن و مشهور به ابن منتصر. عالم فرایض و ریاضی دان بود، در سال ٣٤٨ هَ . ق . در طرابلس غرب متولد شد و در آنجا اقامت کرد. سپس به حج رفت و پس ازبازگشت به «غنیمة» از قرای «مسلاته » رفت و در سال ٤٣٢ هَ . ق . در آنجا درگذشت . او راست : الکافی فی الفرائض . (از معجم المؤلفین از الاعلام زرکلی ج ٥ ص ١٤٦).
علی طرابلسی . [ ع َ ی ِ طَ ب ُ ل ُ ] (اِخ ) ابن خلیل حنفی . رجوع به علاءالدین طرابلسی شود.
علی طرابلسی . [ ع َ ی ِ طَ ب ُ ل ُ ] (اِخ ) ابن عبداﷲبن مخلوف طرابلسی مغربی . مکنی به ابوالحسن و مشهور به ابن مخلوف . مورخ بود و در سال ٥٢٢ هَ . ق . درگذشت . او راست : مفاخرالاسلام و مبانی الاحکام فی اخبارالنبی (ص ). (از معجم المؤلفین از هدیة العارفین بغدادی ج ١ ص ٦٩٦ و ایضاح المکنون بغدادی ج ٢ ص ٥٢١).