علی شمشاطی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
علی شمشاطی . [ ع َ ی ِ ش ِ] (اِخ ) ابن محمد شمشاطی عدوی . مکنی به ابوالحسن . از ادیبان و شاعران به شمار میرفت و در سال ٣٧٧ هَ . ق . در قید حیات بود و سال وفات او را ٣٨٠ هَ . ق . ذکر کرده اند. او راست : ١- أخبار ابی تمام والمختار من شعره . ٢- تفضیل أبی نواس علی أبی تمام . ٣- شرح الحماسة الطائیة. ٤- المذکر و المؤنث . ٥- المقصور و الممدود. و او را اشعاری نیز هست . شمشاطی منسوب است به «شمشاط» که شهری است از بلاد ارمینیة. اما مؤلف هدیةالعارفین آن را شهری بر فرات در نزدیکی بغداد دانسته است . (از معجم المؤلفین از عیون التواریخ ابن شاکر کتبی ج ١٢ ص ٢٠٧ و الوافی صفدی ج ١٢ ص ١٩٤ و معجم الادباء یاقوت ج ١٤ ص ٢٤٠ و ایضاح المکنون بغدادی ج ١ ص ٣٨ و ج ٢ ص ٢٥٨ و هدیة العارفین بغدادی ج ١ ص ٦٨٢).
علی شمشاطی . [ ع َ ی ِ ش ِ ] (اِخ ) ابن محمدعدوی شمشاطی . مکنی به ابوالحسن و ابوالقاسم . وی ادیب و لغوی بود و در هندسه و ریاضی نیز دست داشت . در الجزیرة مقیم بود و در سال ٤٥٣ هَ . ق . در دمشق درگذشت . او راست : ١- الانوار والثمار. ٢- البرهان فی النص الجلی علی امیرالمؤمنین . ٣- شرح الحماسة. ٤- غریب القرآن . ٥- مختصر فقه أهل البیت . (از معجم المؤلفین از کتاب الرجال نجاشی ص ١٨٦ و اعیان الشیعه ٔ عاملی ج ٤٢ ص ٢٥ و منتهی المقال ابوعلی ص ٢٢٤ و منهج المقال میرزا محمد ص ٢٣٨ و تنقیح المقال مامقانی ج ٢ ص ٣٠٦).