علی سموقی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
علی سموقی . [ ع َ ی ِ س َم ْ مو ] (اِخ ) ابن احمد طائی سموقی . مکنی به ابوالحسن و ملقب به بهاءالدین . وی از بزرگان دعات باطنیه ٔ دروز، و یکی از «حدود خمسه ٔ» آنان بود. از او بکنایت «تالی » و «جناح ایسر» نام برند و «مقتنی » لقب دهند. ونیز بنام «الوزیر الخامس » وی را خوانند و دیگر از القاب او در کتب مذهبی آنان «التابع» و «خامس الحدود» و «آخرالحدود» است . او در عهد الحاکم بامراﷲ فاطمی می زیست و از طرفداران و پیروان بزرگ او بشمار می رفت وبا حمزةبن علی نیز ارتباط داشت . او از نویسندگان بزرگ این فرقه است و می توان وی را واضع اساس دیانت در دروز دانست . او را رسائل و مقالاتی است که از آن جمله است : ١- التبیین و الاستدراک . ٢- الرد علی المنجمین .٣- الرسالة الواصلة الی الجبل الانور. ٤- السفر الی السادة فی الدعوة لطاعة ولی الحق . ٥- القسطنطنیة، و آن رساله ای است برای قسطنطین امپراطور نصرانی، و علی سموقی در آن سعی کرده است که برای امپراطور ثابت کند که حضرت مسیح در جسم «حمزةبن علی فارسی » حلول کرده است . ٦- النقط والدوائر. (از الاعلام زرکلی از دائرة المعارف الاسلامیة ج ٩ ص ٢١٨ و تاریخ حلب ج ١ ص ٢١٩).