علی سفیانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
علی سفیانی . [ ع َ ی ِ س ُف ْ ] (اِخ ) ابن عبداﷲبن خالدبن یزیدبن معاویةبن أبی سفیان اموی سفیانی . مکنی به ابوالحسن . وی از اصحاب علم و روایت و از بقایای بنی امیه در شام بود. در سال ١٠٥ هَ . ق . متولد شد و هنگام مفاخرت میگفت «أنا ابن شیخی صفین » زیرا مادرش نواده ٔ علی بن ابی طالب (ع ) و پدرش نواده ٔ معاویه بود. او در دمشق اقامت داشت و از اختلاف بین امین و مأمون عباسی استفاده کرد و خود مدعی خلافت شد و در سال ١٩٥ هَ . ق . دمشق را تحت سلطه ٔ خویش درآورد و حاکم أمین را از آنجا براند و دامنه ٔ قدرت او تا «صیدا» گسترش یافت . و در اوایل سال ١٩٨ هَ . ق . بر اثر حمله ٔ ابن بهیس محمدبن صالح، رهبر قیسیة، وی و مسلمةبن یعقوب با لباس زنانه فرار اختیار کردند و پس از چندی علی سفیانی درگذشت .(از الاعلام زرکلی از خطط الشام ج ١ ص ١٨٣ و الکامل ابن اثیر ج ٦ ص ٨٢ و شذرات الذهب ج ١ ص ٣٤٢ و النجوم الزاهرة ج ٢ ص ١٤٧ و البدایة و النهایة ج ١٠ ص ٢٢٧).