علی زنبقی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
علی زنبقی . [ ع َ ی ِ زُم ْ ب َ ] (اِخ ) ابن نصربن سلیمان زنبقی لغوی . مکنی به ابوالحسن . وی ادیب و خوش خط بود و یاقوت حموی گوید که کتب ادبی متعددی بخط او دیده است . مسکن او در مصر بود و شاید از اهالی آنجا نیز باشد. در سال ٣٨٤ هَ . ق . کتاب الهمز ابوزید انصاری نزد او خوانده شده است . (از معجم الادباء یاقوت چ قاهره ج ١٥ ص ٩٧ و چ مارگلیوث ج ٥ ص ٤٣٢).