علی زقاق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
علی زقاق . [ ع َ ی ِ زَق ْ قا ] (اِخ ) ابن قاسم بن محمد تجیبی مغربی . مشهور به زقاق و مکنی به ابوالحسن . فقیه و شاعر و از مردم فاس بود. از غرناطة نیز دیدن کرد و نزد برخی از علمای آنجا بکسب دانش پرداخت و در سال ٩١٢ هَ . ق . درگذشت . او راست : ١- لامیه ای در علم قضاء. ٢- المنهج المنتخب الی اصول عزیت فی المذهب . (از معجم المؤلفین از ایضاح المکنون بغدادی ج ٢ ص ٣٩٨ و هدیةالعارفین بغدادی ج ١ ص ٧٤٠ و الاعلام زرکلی ج ٥ ص ١٣٦).