علی جرجانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
علی جرجانی . [ ع َ ی ِ ج ُ ] (اِخ ) ابن عبدالغفار جرجانی کاتب، مکنّی به ابوالحسن . به عربی شعر نیز می گفته و دیوان او پنجاه ورقه است . (از الفهرست ابن الندیم ).
علی جرجانی . [ ع َ ی ِ ج ُ ] (اِخ ) ابن فضلان جرجانی بن بزری، مکنّی به ابوالحسن . محدث و ساکن سمرقند بود. وی از ابن الاعرابی حدیث شنیده است و حمزة السهمی از او حدیث کرده است . «بزری » نسبت به «بزر» است و منظور کسی که «بزر» را برای روغنگیری می فشارد. (از تاج العروس ) (از منتهی الارب ). و رجوع به جرجانی (علی بن فضلان ...) شود.
علی جرجانی . [ ع َ ی ِ ج ُ ] (اِخ ) ابن محمدبن عبداﷲبن علی بن زکریا زبحی جرجانی، مکنّی به ابوالحسن . رجوع به علی زبحی شود.