علی بحرانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
علی بحرانی . [ ع َ ی ِ ب َ ] (اِخ ) ابن حسن بن علی بن سلیمان بن احمدآل حاجی بلادی قطیفی بحرانی . رجوع به علی حاجی شود.
علی بحرانی . [ ع َ ی ِ ب َ ] (اِخ ) ابن سلیمان بن درویش بن حاتم بحرای قدمی، ملقب به زین الدین . محدث و فقیه و اصولی بود و علم حدیث را در بلاد بحرین منتشر ساخت . وی در سال ١٠٦٤ هَ . ق . درگذشت . او راست : ١ - حاشیه بر کتاب المختصرالنافع. ٢ - رساله ای در جواز تقلید. ٣ - رساله ای در صلاة. (از معجم المؤلفین بنقل از الثبت یوسف بحرانی ص ٥).
علی بحرانی . [ ع َ ی ِ ب َ ] (اِخ ) ابن سلیمان بحرانی، مکنّی به ابوالحسن و ملقّب به جمال الدین یا کمال الدین . حکیم قرن هفتم هجری بود و ابن میثم بحرانی از شاگردان اوست . او راست : ١ - مفتاح الخبر فی شرح دیباجة رسالة الطیر. ٢ - النهج المستقیم علی طریقة الحکیم، در شرح قصیده ٔ عینیة. (از معجم المؤلفین بنقل از فوائدالرضویه ٔ عباس قمی ج ١ ص ٣٠١. تذکرةالمتبحرین ص ٤٨٧).