علی انباری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
علی انباری . [ ع َ ی ِ اَم ْ ] (اِخ ) ابن محمدبن یحیی درینی انباری، مکنّی به ابوالحسن و ملقّب به ثقةالدولة. وی از ادبای توانگر بغداد و شوی «شهده ٔ» کاتب بود. که در سال ٤٧٥ هَ . ق . متولد شد. وی از خواص المقتفی لامراﷲ عباسی بود و مدرسه ای برای شافعیان و رباطی برای صوفیان بر ساحل دجله بنا کرد و اوقافی برای آنها قرار داد. و در سال ٥٤٩ هَ . ق . درگذشت . (از الاعلام زرکلی ج ١ ص ٢٢٦) (از الکامل ابن اثیر ج ١ ص ٧٥).
علی انباری . [ ع َ ی ِ اَم ْ ] (اِخ ) ابن محمدبن موسی بن سعیدبن مهدی انباری، مکنّی به ابوالقاسم و ملقّب به حُسنس و مشهور به ابن صفدان . رجوع به علی حسنس شود.
علی انباری . [ ع َ ی ِ اَم ْ ] (اِخ ) ابن عمربن محمدبن فارس انباری، مشهور به ابن حداد و ملقّب به قوام الدین و مکنّی به ابوالفرج . متوفی در سال ٦١٠ هَ . ق . محمدبن جعفربن علیل از او روایت کند. او راست : نخبة الانتقاد. و نیز او را اشعاری است . (از معجم المؤلفین ج ٧ ص ١٦٠) (از اعیان الشیعه ٔ عاملی ج ٤٢ ص ٨).