علی اشمونی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
علی اشمونی . [ ع َ ی ِ اَ ] (اِخ ) ابن محمدبن عیسی بن محمد اشمونی الاصل قاهری شافعی، ملقّب به نورالدین . نحوی و فقیه و عالم فرایض و منطقی و شاعر بود.وی در شعبان سال ٨٣٨ هَ . ق . متولد شد و در هفدهم ذی الحجه ٔ سال ٩١٨ هَ . ق . درگذشت . او راست : ١ - تعلیق بر الانوار لعمل الابرار اردبیلی در فروع فقه شافعی . ٢- شرح الفیه ٔ ابن مالک، در نحو. ٣ - نظم ایساغوجی در منطق . (از معجم المؤلفین بنقل از البدرالطالع شوکانی ج ١ ص ٤٩١ و کشف الظنون حاجی خلیفه ص ١٥٣ و سایر صفحات ). و نیز رجوع به اشمونی (ابوالحسن علی بن ...) شود.
علی اشمونی . [ ع َ ی ِ اَ ] (اِخ ) ابن محمد اشمونی مصری شافعی، ملقّب به نورالدین و مکنّی به ابوالحسن . متوفی در ٩٢٩ هَ . ق . فقیه و نحوی بود. او راست : ١ - جمع الجوامع فی الاصول (نظم ). ٢ - حاشیه بر الانوار لعمل الابرار. ٣ - منهاج الدین فی شعب الایمان (نظم ). ٤ - منهج السالک الی الفیة ابن مالک . ٥ - الینبوع فی شرح المجموع، در فروع فقه . (از معجم المؤلفین بنقل از کشف الظنون حاجی خلیفه ص ١٨٧٢. شذرات الذهب ابن عماد ج ٨ ص ٦٦٥. الکواکب السائرة غزی . ج ١ ص ٢٨٤. هدیةالعارفین بغدادی ج ١ ص ٧٣٩). و نیز رجوع به اشمونی شود.