علی آباد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
علی آباد. [ ع َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بلورد بخش مرکزی شهرستان سیرجان واقع در ٥٤ هزارگزی خاور سعیدآباد و در سر راه فرعی سیرجان به بافت . ناحیه ایست کوهستانی و سردسیر. سکنه ٔ آن ٣٠٠ تن است . آب آن از قنات تأمین می شود. محصول آن غلات و حبوبات و لبنیات است . اهالی به زراعت و گله داری اشتغال دارند. راه آن فرعی است . ساکنان این ده ازطایفه ٔ بچاقچی هستند. و مزارع مقصودآباد و مرداب و نوران جزء آن است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).
علی آباد. [ ع َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دشت آب بخش بافت شهرستان سیرجان واقع در ٢٩ هزارگزی جنوب باختری بافت و در سر راه فرعی بافت به خبر. ناحیه ایست جلگه و دارای آب و هوای معتدل و ٥٦ تن سکنه . آب آن از قنات تأمین می شود. محصول آن غلات و حبوبات است . اهالی به زراعت اشتغال دارند.راه آن فرعی است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).
علی آباد. [ ع َ ] (اِخ ) دهی است از بخش شهداد شهرستان کرمان واقع در ٢٢ هزارگزی خاور شهداد و ٢ هزارگزی خاور راه مالرو کشیت به خراسان . ناحیه ایست جلگه و گرمسیر، و دارای ٦٠ تن سکنه . آب آن از قنات تأمین می شود. محصول آن خرماو غلات و حبوبات است . اهالی به زراعت اشتغال دارند. راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).