علوی یمانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
علوی یمانی . [ ع َ ل َ ی ِ ی َ ] (اِخ ) عبدالرحمان بن محمدبن یوسف بن عمربن علی بن ابی بکر علوی زبیدی یمانی حنفی، ملقب به وجیه الدین . رجوع به علوی زبیدی شود.
علوی یمانی . [ ع َ ل َ ی ِ ی َ ] (اِخ ) عبدالرحمان بن ابراهیم بن اسماعیل بن عبداﷲبن عبدالرحمان بن محمدبن یوسف علوی یمانی زبیدی . رجوع به علوی زبیدی شود.
علوی یمانی . [ ع َ ل َ ی ِی َ ] (اِخ ) یحیی بن قاسم بن عمر بن علوی حسنی یمانی صنعانی، ملقب به عزالدین . نحوی و مفسر است که در سال ٦٨٠ هَ . ق . متولد شد. وی به بغداد و شام و خراسان سفر کرد و در سال ٧٥٠ درگذشت . او راست : ١- تحفة الاشراف فی کشف غوامض الکشاف، درتفسیر. ٢- دررالاصداف فی حل عقد الکشاف . ٣- شرح لباب تاج الدین اسفرایینی، در نحو. و نیز او را اشعاری است . (از معجم المؤلفین ج ١٣ ص ٢١٩ از بغیة الوغاة سیوطی ص ٤١٤ و البدر الطالع شوکانی ج ٢ ص ٣٤٠ و کشف الظنون و فهرست الخدیویة ج ١ ص ١٣٧ و نور عثمانیة کتبخانه ص ٣٣و هدیة العارفین ج ٢ ص ٥٢٧ و الاعلام زرکلی ج ٩ ص ٢٠٤).