فرهنگ لغت

علانیة

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

علانیة. [ ع َ ی َ ] (ع مص، اِمص ) ظاهر و هویدا شدن و انتشار یافتن . (از اقرب الموارد). آشکارگی . خلاف سرّ. (منتهی الارب ). ◄ آشکارا و هویدا. (ناظم الاطباء) : در سر و در علانیه کردم گناه و داشت از سرّ و از علانیه ٔ من خبر خبیر. سوزنی . ◄ (ص ) رجل علانیة؛ مرد معروف و مشهور کار. ج، علانین . (منتهی الارب ). ج، علانون . (ناظم الاطباء). رجل علانی . (اقرب الموارد).

معنی علانیة | فرهنگ لغت