علاقهمند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
علاقه مند. [ ع َ /ع ِ ق َ / ق ِ م َ ] (ص مرکب ) محب دوستار. خواستار. به دل دوست دارنده . دارای علاقه . علاقه دار. ◄ مرتبط. (ناظم الاطباء). ◄ منسوب . ◄ متعلق . ◄ کسی که مسؤول مالیات محل ویا ده باشد. (ناظم الاطباء). رجوع به علاقه دار شود.
واژگان فارسی سره واژهدان
مهرورز، شیفته، دوستدار، دلبسته
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی