علاف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
علاف . [ ع َ ] (اِخ ) وادیی است در یمن . (منتهی الارب ).
علاف . [ ع َل ْ لا ] (ع ص ) علف فروش . (اقرب الموارد). ◄ کسی که جو و گندم و کاه و هیزم و یونجه و علف میفروشد. (ناظم الاطباء).
علاف . [ ع َل ْ لا ] (اِخ ) اسحاق بن وهب . رجوع به اسحاق ... شود.