عقده گشایی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) [ ع - فا. ] (حامص.)<BR>۱- مشکل گشایی.۲ - ارضاء امیال سرکوب شده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) [ ع - فا. ] (حامص.) ۱- مشکل گشایی.۲ - ارضاء امیال سرکوب شده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عقده گشایی . [ ع ُ دَ / دِ گ ُ ] (حامص مرکب ) گشودن گره . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ حل مشکلات و آشکار نمودن کار مشکل و دشوار. (ناظم الاطباء). مشکل گشائی . (فرهنگ فارسی معین ) : خاری که در این بادیه بیکار نماید از آبله ٔپای طلب عقده گشائی است . میرزا صائب (از آنندراج ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی