عقبی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عقبی . [ ع ُ ] (اِخ ) رضوان بن محمدبن یوسف عقبی شافعی مصری، مکنی به ابونعیم . از حافظان حدیث بود و به سال ٧٦٩ هَ . ق . در منیه ٔ عقبه در جیزة متولد شد و به سال ٨٥٢ هَ . ق . در قاهره درگذشت . او راست : الاربعون المتباینه . المنتقی من طبقات الفقهاء. (از الاعلام زرکلی از الضوءاللامع).
عقبی . [ ع َ ق َ ] (اِخ ) حمزةبن محمدبن عباس بن فضل بن حرث دهقان عقبی، مکنی به ابواحمد. محدث و از اهالی عقبه ٔ بغداد بود و در ذیقعده ٔ سال ٣٤٧ هَ . ق . درگذشت . (از اللباب فی تهذیب الانساب ) (از معجم البلدان ).
عقبی . [ ع َ ق َ] (ص نسبی ) منسوب به عقب، در تداول فارسی، آنکه یا آنچه مؤخر باشد. مقابل جلوئی . رجوع به عَقِب شود.