عقاق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عقاق . [ ع َ ق ِ ] (ع اِ) اسم است عقوق را. نافرمانی و آزار پدر ومادر. آزار پدر و مادر. (از منتهی الارب ). اسم است «عقوق » را از والدین، و آن مبنی بر کسر باشد. (از اقرب الموارد). و رجوع به عقوق شود. ◄ بار شکم ناقه . (منتهی الارب ). حمل . (اقرب الموارد). عِقاق .
عقاق . [ ع َ / ع ِ ] (ع مص ) باردار گردیدن شتر ماده . (از منتهی الارب ). باردار گردیدن مادیان، یا باردار نشدن او، از اضداد است . (از اقرب الموارد). عَقَق .
عقاق . [ ع ِ ] (ع اِ) بار شکم ناقه . (منتهی الارب ). حمل . (اقرب الموارد). عَقاق . و رجوع به عَقاق شود. ◄ ج ِ عُقُق که آن نیز جمع عَقوق است . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به عقوق و عقق شود.