عقابیل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عقابیل . [ ع َ ] (ع اِ) ج ِ عُقبول و عُقبولَة. (اقرب الموارد) (از منتهی الارب ). ◄ شدائد و سختی ها. (از اقرب الموارد). ◄ باقی مانده از بقیه و پسین چیزها.(منتهی الارب ). بقایای بیماری و دشمنی و عشق . (از اقرب الموارد) : مرض بها [ امام فخرالدین محمدبن عمرالرازی بهرات ] و توفی فی عقابیله ببلدة هرات .(عیون الانباء ج ٢ ص ٢٦). ◄ آنچه از پس تب بر لب برآید. (از اقرب الموارد). تبخال . ◄ هو ذو عقابیل ؛ او بسیار شریر است . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به عقبول و عقبولة شود.