عفعف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عفعف .[ ع َ ع َ ] (اِ صوت ) آواز سگ . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). حکایت آواز سگ . بانگ سگ . پارس . عوعو. نباح . واغ واغ . وعوع . وغواغ . وغوغ . هاف هاف . هفهف : سگ عفعفک کند چو بدو نانکی دهی دم لابگک کند بنشیند پس درک . خاقانی . از عفعف جحد برنگردی زنهار کاو از سگان نشانه ٔ آبادی است . درویشی یوسف (از آنندراج ذیل عف ). ◄ عفعف، بتشدید فاء؛ به معنی آواز شتر، مجاز است . (آنندراج ) : عفعف تاکی زنی همچون شتر در ملک عقل چند سازی خویش را از تیغ هشیاری فگار. ملافوقی یزدی (از آنندراج ).
عفعف . [ ع َ ع َ ] (ع اِ) بار درخت موز. (منتهی الارب ). ثمر و بار طلح . (از اقرب الموارد).