عطرریز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عطرریز. [ ع ِ ] (نف مرکب ) عطرریزنده . عطرپاش : نباشد صراحی چرا عطرریز که کام و زبان گشت خمیازه خیز. نورالدین ظهوری (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عطرریز. [ ع ِ ] (نف مرکب ) عطرریزنده . عطرپاش : نباشد صراحی چرا عطرریز که کام و زبان گشت خمیازه خیز. نورالدین ظهوری (از آنندراج ).