عطر پاشیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عطر پاشیدن . [ ع ِ دَ ] (مص مرکب ) کنایه از پاشیدن گلاب و عنبر باشد، و الا پاشیدن دیگر عطرها مرسوم نیست و در هندوستان عطر مالیدن شهرت دارد. (آنندراج ). عطر پراکندن : حسن خلقت نیست از بهر خدا چون شاهدان بر خوداین عطر از برای دیگران پاشیده ای . شفیع اثر (از آنندراج ).