عصیم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عصیم . [ ع َ ] (ع اِ) خوی . (منتهی الارب ). عرق . (اقرب الموارد). ◄ چرک و کمیز که بر ران شتر خشک گردد. (منتهی الارب ). وسخ و بول خشک شده بر ران شتر. (از اقرب الموارد). ◄ موی سیاه که زیر پشم شتر بعدِ ریخته شدنش برآید. ◄ بقیه ٔ هر چیزی . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ باقی ماندن اثر حنا و قطران و خضاب و جز آن بر دست . (منتهی الارب ). اثر خضاب و از آن قبیل . (از اقرب الموارد).
عصیم . [ ع ُ ص َ ] (اِخ ) از اعلام است . (منتهی الارب ).