عصلة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عصلة. [ ع َ ص َ ل َ ] (ع اِ) یکی عَصَل . (منتهی الارب ). واحد عصل، یعنی یک درخت دفلی . (از اقرب الموارد). رجوع به عَصَل شود.
عصلة. [ع َ ص ِ ل َ ] (ع ص ) شجرة عصلة؛ درخت کژ. (منتهی الارب ). مؤنث عَصِل، یعنی اسبی که دچار عَصَل است . ج، عِصال و عُصل . (از اقرب الموارد). رجوع به عَصِل شود.