عشوز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عشوز. [ ع َش ْ وَ ] (ع ص ) سخت و درشت از راه زمین . (منتهی الارب ). راه و یازمینی که پیمودن آن دشوار و صعب باشد. ج، عَشاوز. (از اقرب الموارد). ◄ درشت و قوی از شتران . (منتهی الارب ). سخت و درشت در آفرینش . (از اقرب الموارد). عَشَوّز. و رجوع به عَشَوّز شود. ◄ گوشت بسیار. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
عشوز. [ ع َ ش َوْ وَ ] (ع ص ) درشت و قوی از شتران . (منتهی الارب ). سخت و درشت در آفرینش . (اقرب الموارد). ◄ گوشت بسیار. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). عَشوَز. و رجوع به عَشْوَز شود.