عشق باختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عشق باختن . [ ع ِ ت َ ] (مص مرکب ) اظهار عشق ودوستی شدید کردن . عشقبازی کردن . عشق ورزیدن . (فرهنگ فارسی معین ). تغازل با یکدیگر. مغازله : سعدی همه روزه عشق میباز تا در دو جهان شوی به یک رنگ . سعدی . کسی بعیب من از خویشتن نپردازد که هرکه مینگرم با تو عشق میبازد. سعدی . عشقبازی چیست سر در پای جانان باختن با سر اندر کوی دلبر عشق نتوان باختن . سعدی . نیست آسان عشق با خوبان نوخط باختن تخته ٔ مشق عتاب و ناز می باید شدن . صائب (از آنندراج ).