عشق آباد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عشق آباد. [ ع ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان کاکاوند بخش دلفان شهرستان خرم آباد. سکنه ٔ آن ٢٠٠ تن . آب آن از چشمه . محصول آن غلات و لبنیات و پشم است . ساکنان این ده از طایفه ٔ غیب غلام چادرنشین هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).
عشق آباد. [ ع ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان میان ولایت بخش حومه ٔ شهرستان مشهد. سکنه ٔ آن ١٢٤ تن . آب آن از قنات . محصول آن غلات است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
عشق آباد. [ ع ِ ] (اِخ ) یکی از دهستانهای بخش فدیشه ٔ شهرستان نیشابور. آب مزروعی آن از قنوات تأمین میشود. ساکنان آن از طوایف عرب، قاضی، طاقارشکم، غضنفری میباشند. این دهستان از ٦٩ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل میگردد و مجموع نفوس آن در حدود ١٦٣٩٤ تن است . قرای مهم آن اردمه و احمدآباد است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).